تبليغاتX
چقدر خوب بود اگه ...

متز

میگه هر روز صبح که بیدار میشه تا بره سر کلاسهاش، دختره زنگ خونه رو میزنه و میاد تو و با ایمان میره تو اتاق و بعد از ظهر که از دانشگاه برمیگرده اون 2 تا هنوز با هم داخل اتاق هستند.

دختره به ایمان گفته اسمش "ویتارا" است، ایمان هم بهش گفته اسمش "آرش" هست و دانشجوی ارشد عمرانه...

...

تازگیا متوجه یه چیزی شدم، جدیداً یه تصمیم می گیرم و بعدش سعی می کنم برای تصمیم ام یه فلسفه ی قانع کننده بسازم، این عادت داره عذابم میده.

بدترش اینه که یه روزی برسه که تصمیمی بگیرم و بعدش حتی نتونم براش یه دلیل و منطق بتراشم...

...

زندگی در کنار آبهای آزاد همیشه برام لذتبخش بوده. حس می کنی هر وقت که بخوای میتونی به هر جای این دنیا سرک بکشی و از هرجای دنیا چیزای قشنگشو ببینی.

این چینیها هم خیلی طفلکی هستن! بعضی وقتها دلم برای اون مهندس چینیه که فکر میکردم 15 سالشه تنگ میشه! حرکات سرش برای رسوندن منظورش خیلی جالب بود. دارم کم کم متوجه میشم چرا چینی ها هیچوقت ابرقدرت نمیشن!


2 نوشته شده توسط آرمان در پنجشنبه 22 آذر1386 و ساعت 14:17 |