تبليغاتX
چقدر خوب بود اگه ...

زندگی یا هر چیز دیگه ای که صداش می کنی...

زندگی انسان مجموعه انبوهی از درک نشده هاست که انسان از معدود ادراک های خودش در طول اون لذت میبره. به نظرم این کامل ترین جمله ای بود که تا حالا تو تونستم در وصف نقصان و زیبایی همزمان زندگی بگم.

12 سال بین اون روزی که رتبه اش 2 تا بهتر از من شد تا هفته قبل که با سرعت 160 کیلومتر به جدول کوبیده شد چطور گذشت؟ اون سریع و موفق بود یا من کند و بی انگیزه؟!

زندگی از اونی که فکرشو می کردم مسخره تره. زندگی کردن حماقتیه که مجبور به انجامش هستیم و حماقت بزرگتر اینکه دیگران رو مجبور کنیم طبق خواست ما زندگی کنند!


2 نوشته شده توسط آرمان در یکشنبه 29 مهر1386 و ساعت 14:30 |

یک انسان عادی

چیزی از ما نمی خواهند. تنها این خواسته رو دارند که مانند بقیه رفتار کنیم. نه درست رفتار کنیم و نه معقول باشیم تنها مانند بقیه باشیم. فرزندم تنها مانند همه ی مردم دیگر رفتار کن تا ما بعنوان پدر و مادر در نگاه دیگران معقول و موفق جلوه کنیم.

چرا تو مثل همه ی مردم رفتار نمی کنی؟ دختر فلانی و پسر بهمانی را ببین. مثل بچه ی آدم به دانشگاه می رود،  عصر ها با ظاهر جوان پسند در خیابان قدم می زند، مثل بقیه جوانان به جنس مخالف فکر می کند، در خفا نقشه فریب بچه همسایه را می کشد و در ظاهر مانند امامزاده رفتار می کند. یاد بگیر. تو چرا نمیتوانی مانند آنها رفتار کنی؟ چرا با عقاید و نگاه عجیبت میخواهی ما را در بین دیگران انگشت نما کنی؟ اصلاً چرا داخل اتاقت هستی و ساعت ها کتاب میخوانی؟ مگر همه اینطور هستند که تو هستی؟ تو با بقیه چه فرقی داری؟ عادی باش فرزندم. عادی رفتار کن تا ما هم با خیال راحت زندگی کنیم. این آدم های عادی و نرمال در مورد مسایل مادیشون به راحتی دو دوتا چهار تا می کنند اما در مورد مسایل شخصی فرزندانشون تنها به عرف(عرف مضحک و پوچ) تکیه می کنند. جمله معروفی دارند که همیشه تکرار می کنند:" مثل بقیه باش. عادی باش".

*                                      *                                          *                                    *

هیچ چیز به اندازه "دوستت دارم" گفتن های تو نمیتونه به من زندگی بده. وقتی تو یواشکی بهم میگی" برای همیشه دوستت دارم. برای همیشه" زندگی برای لحظه ای در من شکل میگیره ، میل به بودن و خواستن در من اوج میگیره و کم کم از اوج به زیر میاد تا دفعه ی بعدی که این جمله رو ازت بشنوم. در وجود پاک ِ تو و صدای دلنشینت چی هست که اینجور میتونه روزهامو دگرگون کنه؟ چرا اون آدمهای نرمال و معمولی(!!!) نمیتونن این دلنشینی و پاکی رو حس کنند؟چرا ذهن خلاقشون فقط برای شمردن صفرهای جلوی اسکناس ها ساخته شده و نمیتونن خالص ترین احساس انسانی که تو جملاتت هست رو تحمل کنند؟ نمیدونن که به اندازه تمام ریالهای توی حساب بانکیشون من و تو بهم "دوستت دارم" گفتیم و همدیگر رو بوسیدیم؟ و این رو نمیدونند که ما این لحظات رو با هیچ چیزی عوض نمی کنیم؟ چیزی که اونها هرگز نخواهند شنید و هرگز هم درک نمی کنند. اونها عادی هستند. نرمال هستند. معمولی رفتار می کنند و ما غیرعادی هستیم...


2 نوشته شده توسط آرمان در سه شنبه 10 مهر1386 و ساعت 15:24 |