تبليغاتX
چقدر خوب بود اگه ...

ماشین و انسان!

 


2 نوشته شده توسط آرمان در پنجشنبه 29 شهریور1386 و ساعت 16:39 |

بازی وبلاگی

با توجه به اینکه دوست خوبم "ماکان" من رو به یه بازی وبلاگی دعوت کرده، بهتر دیدم که در این پست دعوتش رو بپذیرم و تو بازی شرکت کنم. بازی به این صورته که هر کسی بهترین پست وبلاگش رو از نظر خودش اعلام میکنه و در ادامه چند نفر از دوستانش رو به این بازی دعوت میکنه.

راستش تو این یک سال و خورده ای که از وبلاگ نویسی من میگذره تغییرات زیادی تو نوع نوشتنم دادم. اگه یادتون باشه در ماه های اول بیشتر به مسایل شخصی خودم توجه می کردم و پست هام اکثراً در برگیرنده اتفاقات زندگی عاطفیم بودند. اما با گذشت زمان کم کم این مسایل رو از وبلاگ جدا کردم و پست های وبلاگم شامل توضیحاتی در مورد کتاب ها و فیلم های مورد علاقه ام شدند. در این بین چند تا پست بودند که خیلی به دلم نشستند اما بیش از همه به پست "اگر من خدا بودم" علاقه دارم. دلیلش هم حسی هست که از خوندن این پست و تصور کردنش بهم دست میده. تصور اینکه روزی این قدرت و توانایی رو داشته باشم که اثراتی در روند کلی زندگی آدمها بگذارم هم برام شیرینه و هم فوق العاده مبهم و وحشتناک. چیزی که بیش از همه برام مهمه مسئولیتی هست که از داشتن قدرت متوجه افکار و  اعمال آدم میشه...بگذریم. حرف در این مورد زیاده ، اما به رسم ادب و ادامه بازی من 4 تا از دوستانم رو به بازی دعوت می کنم:

شبی را به یادم سر کن

یادداشت های یک حشره

دست نویس

خاطرات یک دختر ایرانی

 


2 نوشته شده توسط آرمان در دوشنبه 26 شهریور1386 و ساعت 14:51 |

همه جور آجیل

تو این پست میخوام جمله هایی گزینش شده از کتاب هایی که اخیراً خوندم رو بنویسم. شاید این پست پیوستگی و انسجام معمول هر پست رو نداشته باشه اما خوندنش خالی از لطف نیست. من معمولاً زمانی که کتاب میخونم یه دفتر یادداشت و روان نویس کنار دستمه و نکات جالبی رو که میخونم خلاصه نویسی می کنم، این پست هم در برگیرنده چند خطی از اون دفتر یادداشته...

 

- فکر می کنم این گناهکارانند که راحت می خوابند، چون چیزی حالیشان نیست و برعکس، بی گناهان نمی توانند حتی یک لحظه چشم روی هم بگذارند، چون نگران همه چیز هستند. اگر غیر از این بود، بی گناه نمی شدند.

- هر انسانی همانطور که به هوای پاک نیاز دارد، محتاج وجود بردگان است. حکم راندن یعنی نفس کشیدن. پست ترین فرد در سلسله مراتب اجتماعی باز هم برای خود همسری و یا فرزندی و اگر مجرد باشد سگی دارد. رویهم رفته مهم این است که شخص بتواند خشمگین شود بی آنکه دیگری حق جواب داشته باشد.

- جذابیت چیست؟ شیوه ای برای کسب جواب موافق بدون طرح هیچ سوال صریح.

- در برابر همه چیز می توانم مقاومت کنم، مگر وسوسه عشق.

- مادر مقدس است. زیرا پیش بینی ناپذیرترین موجود کائنات را می زاید. زیرا محمل آینده ای است که در بطن خود نیروی امکانات بیشمار را نهفته دارد. چه اهمیت دارد که خود، یا خدا یا طبیعت خالق ِ این مولود باشد؟

- آنچه اهمیت دارد ایمان داشتن یا ایمان نداشتن نیست، بلکه نکته اساسی شیوه ایمان داشتن یا شیوه ایمان نداشتن است.

- همه ما حق داریم آن باشیم که هستیم بی آنکه همسایه مان بتواند به بهانه اعتقادات شخصی خود ما را از آن باز دارد!

- هر حقیقتی ابتدا باید در میان همه پخش شود. باید مردم را تا آنجا که ممکن است آزاد کرد بدون آنکه ذهنمان مشغول به این باشد که آیا بی درنگ آماده اند که از این آزادی خوب استفاده کنند یا نه. آزادی نعمتی است که فراگرفتن بهره مندی از آن اندک اندک صورت می گیرد و آن هم فقط با بکار گرفتن بی اندازه آن.


2 نوشته شده توسط آرمان در چهارشنبه 21 شهریور1386 و ساعت 21:56 |

Triumph of the Will

بلاخره بعد از چند روز کشمکش و درگیری ذهنی با خودم تونستم. برگشتم به همون شرایط قبلی. شدم همون آرمان قبلی با همون انگیزه ، اعتماد به نفس و خواسته های گذشته. تونستم خودم رو از درونِ تمام ضعف ها و سردرگمی های اخیرم بیرون بکشم. همون حس سیری ناپذیر ِ حرکت به جلو و پیشرفت و جاه طلبی رو در خودم زنده کردم.

شدم همون آرمان چند سال ِ پیش بعلاوه یک دید و بینش جدیدتر، بازتر، و البته منطقی تر. دیگه نمیذارم کسی، چیزی یا حسی جلوی راهم رو سد کنه.با اشتیاق به استقبال آزمون های بزرگ میرم، مثل گذشته. مثل همون روزهایی که برای همه اطرافیان مثال ِ یک جوون و دانشجوی موفق بودم. خودم رو برای مقابله با تمام موانع و مشکلات آماده کردم و مطمئنم که نمیذارم هیچ کدومشون تاخیری در راه رسیدن به اهدافم به وجود بیارن.

روزهای گذشته رو در آینده تکرار می کنم ، زیباتر، روشن تر و رنگی تر...

دیروز روز بزرگی بود.

 روز من

           روز  تو

                    روز آینده

                                روز پیروزی اراده


2 نوشته شده توسط آرمان در چهارشنبه 14 شهریور1386 و ساعت 13:12 |

اعتیاد به وبلاگ نویسی
بنابر آزمایش صورت گرفته در این سایت بنده در حدود ۷۷٪ به وبلاگ نویسی معتاد شدم. حالا بیا و درستش کن...!!

 

Mingle2 - Dating Site


2 نوشته شده توسط آرمان در چهارشنبه 7 شهریور1386 و ساعت 1:1 |