تبليغاتX
چقدر خوب بود اگه ...

مرخصی
یه پروژه هایی تو ذهنمه که برای بررسی و پرداختشون نیاز دارم چند روزی با خودم خلوت کنم. یه جورایی خودمو ریفرش میکنم و تکلیفمو با خودم و افکارم مشخص میکنم و برمیگردم. حس می کنم برام لازمه که چند روزی آزاد باشم و به چند تا کارم برسم و پرانرژی و سرحال دوباره شروع کنم. در ضمن این مرخصی چند روزه ی من مربوط به هیچ حادثه یا واقعه خاصی نیست و لازم نیست کسی چیزی به دل بگیره.


2 نوشته شده توسط آرمان در جمعه 27 بهمن1385 و ساعت 16:59 |

پرت و پلا
امروز سرشار از زندگی ام با همه تلخی و ملال آوریش...

هنوز نتونستم به این سوال جواب بدم که  آیا حالات عاطفی درون ما معلول رخدادهای جهان پیرامون ماست یا برعکس رخدادهای محیط اطراف بازتاب حالات درونی ما؟

نمیدونم چرا این جمله ی "جسد هنوز نفس می کشید" اینقدر برام جالبه؟

ایکاش تو زندگی یه روزایی مثل روز "حذف و اضافه" در دانشگاه ها وجود داشت. اونوقت میرفتم سراغ کارنامه اعمالم. تمام کارهای بیهوده و آزار دهنده خودم رو حذف می کردم و کارهای خوبی رو که میخواستم اما انجام ندادم رو اضافه میکردم. جهت اطمینان هم از نسخه نهایی کارنامه ام یک پرینت می گرفتم تا بعداْ حرفی باقی نمونه!!!

واقعاْ به این نکته رسیدم که در زندگی دردهایی وجود داره که مثل خوره به جون آدم میفته و دهن آدمو  سرویس می کنه.


2 نوشته شده توسط آرمان در دوشنبه 23 بهمن1385 و ساعت 13:46 |

براي هميشه دوستت دارم فرشته نازنينم
نميدوني و ناراحتي. اعصابت ميريزه بهم. ميخواي همه چيزو بفهمي تا از اين شك و ترديد و دوگانگي بياي بيرون. شب تا صبح خوابت نميبره و همه جور احتمالي مياد تو ذهنت. از بدترين احتمالات ممكن تا خوشايندترين اتفاقات قابل وقوع. لحظه اي پريشوني و لحظه اي خوشحال. اما در تمام این مدت ضعف و ناراحتي ناشي از ندونستن آزارت ميده. با خودت كلنجار ميري و نهايتاً داخل جنگل انبوه تفكراتت گم ميشي. يه ابر جلوي ديدن حقيقت رو گرفته... 

ميفهمي و شرايط رو هضم ميكني. تعجب ميكني. از خودت خجالت ميكشي و كمي هم در تعجب و بهت ناشي از آگاهي فرو ميري. همه چيز برات روشن و واضح ميشه. حقيقت رو مي بيني و حالا در قبال دونستن حقيقت مسئوليتي داري كه تو رو از انجام خيلي كارها منع ميكنه. نميتوني مثل قبل نادانيت رو فرياد بزني و خلاص بشي. بايد ساكت بموني و نظاره گر باشي. حقيقت مثل يه بغض تو گلوت گير ميكنه كه نه ميتوني بياريش بالا و با صداي بلند به همه اعلامش كني و نه ميتوني بديش پايين و دفعش كني. همون وسط ميمونه و گلوت رو ميخراشه. چقدر سخته دونستن و تحمل كردن و اظهار بي اطلاعي كردن...خيلي سخته.

براي هميشه دوستت دارم فرشته نازنينم

و بخاطر تمام اشتباهاتم فرياد ميزنم كه: ازت عذر ميخوام

 


2 نوشته شده توسط آرمان در پنجشنبه 19 بهمن1385 و ساعت 20:40 |

قانون مورفی

چند وقت پیش متنی در معرفی قانون مورفی گذاشته بودم اما چون به زبان انگلیسی بود کمی گنگ به نظر میرسید و مورد بی مهری خوانندگان قرار گرفت. الآن میخوام توضیحات تکمیلی رو در مورد این قانون بنویسم تا جبران مافات کرده باشم. در اینباره اطلاعات جالبی رو از وبلاگ "یادداشت های یک مرد تنها" و "نوشته های یک مهندس نرم افزار" برداشت کردم که ازشون تشکر می کنم. ادوارد مورفی یک مهندس علوم سنجش فناوری بود که با نیروی هوایی ایالات متحده همکاری می کرد. در سال1984 در حالی که ادوارد و همکارانش در حال انجام آزمایش بر روی نوعی موشک پیشرفته بودند یکی از تکنسین ها اشتباهاً سیم یکی از ترانسفورماتورهای سیستم رو نادرست متصل میکنه و آزمایش با شکست مواجه میشه و زحماتشون به باد میره. مورفی که از این اتفاق سخت عصبانی بود در مورد تکنسین گفت: "اگر یک راه برای خراب کردن کارها وجود داشته باشه اون همون یه راه رو پیدا میکنه." ادوارد بعداً با بررسی و تقکر بیشتر پایه های قانون مورفی رو بنیاد نهاد. حالت کلی قانون مورفی میگه که:" اگر یک راه برای خراب شدن یک چیز وجود داشته باشه همون حالت در بدترین زمان ممکن اتفاق میفته."

در دایره المعارف ویکی پدیا در توضیح قانون مورفی اومده که قانون مورفی بصورت یک ضرب المثل در فرهنگ غربی اینگونه متداول شده که "هر اتفاق و حادثه ای ذاتاً به سمت نقص و خطا میره مگر اونکه برای درستی اون تلاش شده باشه". این قانون با دید منفی بافانه ای به حوادث و اتفاقات پیرامون بشر نگاه می کنه و روند کلی اتفاقات رو به سمت  خطا میدونه و میگه اگر چیزی امکان تباه شدن داشته باشه حتماً تباه میشه. قوانین مورفی برای موضوعات مختلفی بیان شدند که من بعضی از اون رو براتون میگم.

قوانین مورفی در مورد عشق:

همه ی خوب ها(بخوانید خوشگلها) تصاحب شده اند و آنان که باقیمانده اند حتماً مشکلی دارند. هر چه شخصی مناسبتر باشد فاصله اش از تو بیشتر خواهد شد. میزان علاقه دیگران به تو متناسب است با عکس میزان علاقه تو به آنها.

قوانین مورفی درباره تکنولوژی:

سیستم های جدید مشکلات بیشتری درست می کنند. کار تیمی همیشه مطلوب است چون در صورت بروز خطا می توانید دیگران را مقصر قلمداد کنید. برای هر نظریه ای یک انتقاد برابر با آن وجود دارد. بهترین ایده ها و نظریات شما همیشه توسط شخص دیگری قبلاً ثبت شده است.

قوانین مورفی درباره اتفاقات روزمره:

اگر به نان خود کره بمالید و نان از دستتان بیفتد حتما روی کره مالیده شده به زمین میخورد. برای تمیز کردن هر چیزی حتماً باید چیز دیگری کثیف شود. هیچ عمل نیکی بدون مجازات نخواهد بود. اگر شما دیرتان شده و منتظر اتوبوس هستید حتماً اتوبوس تاخیر خواهد داشت. در لاتاری بنده می شوید اما بلیط خود را گم می کنید! زندگی شما مثال خوبی برای قانون مورفی است. صرف نظر از اینکه چقدر زمان و پول صرف خرید کالایی می کنید بدانید که همیشه مغازه ای آنرا ارزانتر از قیمت خرید شما خواهد فروخت. همیشه ترافیک آن سمت اتوبان روانتر است. هر چیز خوبی که مطلوب شما است یا برای سلامتی مضر است یا غیرقانونی است!!!...

 


2 نوشته شده توسط آرمان در جمعه 6 بهمن1385 و ساعت 21:55 |