تبليغاتX
چقدر خوب بود اگه ...

بی نهایت
دریای بزرگ دور یا گودال کوچک آب, زلال که باشی آسمان در توست...
2 نوشته شده توسط آرمان در سه شنبه 24 مرداد1385 و ساعت 19:31 |

جا نماز
خدائی کن که در محراب دل تنها تو هستی...
2 نوشته شده توسط آرمان در یکشنبه 22 مرداد1385 و ساعت 20:29 |

The Passion of the Mind

"رنج روح" عنوان کتابی است از "ایروینگ استون" که به شرح داستان زندگی "زیگموند فروید" می پردازد. استون در این کتاب به توصیف دوره جوانی و دانشجویی فروید پرداخته و جزییات زندگی خصوصی او را روایت می کند. آشنایی زیگموند با مارتا و نامزدی و ازدواج آنها مو به مو توسط نویسنده شرح داده می شود. اما نقطه قوت کتاب 860 صفحه ای "رنج روح" در روایت زندگی خصوصی فروید نیست: بلکه زیبایی متن کتاب به پرداخت دقیق به سبک زندگی مردم اتریش در دهه های آخر قرن 19 میلادی و رخدادهای سیاسی آن زمان بر می گردد. در کنار این موارد ذکر نمونه هایی از شواهد و بیماریهایی که به نتیجه گیری شگرف فروید منتهی می شود به جذابیت این روایت می افزاید. فروید در پی معاینات بیماران و بررسی های متعدد در میان بیماران عصبی خود به این نکته پی می برد که بسیاری از بیماران عصبی که دچار اختلال در دستگاه عصبی خود شده اند یا صدمات جسمی دیده اند در گذشته خاطرات و تجربه های تلخ جنسی داشتند. در میان این خاطرات تلخ انواع تجاوز ، ناکامی و محرومیت های جنسی دیده می شود.
"فروید" با بررسی این شواهد به این باور میرسد که منشا بسیاری از بیماری های جسمی صدمات روانی است و اگر بتوانیم امراض مربوط به طبیعت جنسی بشر را مطالعه کنیم می توانیم میزان بیماری های روانی را کاهش دهیم. وی در ادامه تحقیقاتش به آنجا میرسد که وقوع یک حادثه تلخ جنسی در دوران کودکی و یا جوانی و حتی در دوران ازدواج که به سادگی فراموش شده است می تواند زمینه ساز مشکلات و صدمات روحی و روانی گردد. این حادثه ناگوار جنسی پس از مدتی از حافظه خودآگاه محو شده و اندک اندک به ضمیر ناخودآگاه منتقل می شود و آنجا باقی می ماند تا اینکه پس از گذشت سالها با وقوع رخدادی دیگر تحریک شده و مجدداً در ضمیر نا خودآگاه فعال شده و به حافظه خودآگاه منتقل می شود و باعث انواع صدمات جسمی و روانی می شود.
"فروید" می گوید: در میان ناهنجاری ها باید راهی به هنجار یافت. با آموختن همه چیز درباره ضمیر ناخودآگاه باید ساختمانی از ادراک و تفاهم درست کرد تا از طریق آن عملکرد ضمیر پنهان را بر ضمیر آشکار نشان داد و راه را بر هر گونه صدمه روحی بست...



خبر فوری: بخاطر بروز پاره ای از مشکلات از طرف خانواده و ایجاد محدودیت از این به بعد خیلی کم میتونم بیام نت. خوب دیگه اینجا ایرانه... تنها برداشتی که از فعالیتم در اینترنت شده رابطه با جنس مخالفه! امروز مزد کارهامو گرفتم. خدا همه ما رو به راه راست هدایت کنه... منو ببخشید.


اینجا جسدی را تشییع می کنند که هنوز نفس می کشد. بوی دسته گلهای سفارش شده را حس می کنم و مرگ چه خوشبوست اگر از نزدیکانت به تو هدیه شود...


یا حق


2 نوشته شده توسط آرمان در یکشنبه 15 مرداد1385 و ساعت 13:50 |

"نرگس"
نکته اول: جامعه ای که 68% مردمش "نرگس" نگاه کنند همین میشه که هست!!!
نکته دوم: همیشه دختر خوبه چادریه و پسر مثبته ریشدار و دختر بده مانتویی و پسر خلافه چهار تیغه!!!
نکته سوم: تو همه ی سریالهای ارزشی تلویزیون اون زوجهایی که اصلاً با هم حرف نزدند و بابا و مامانشون براشون رفتن خواستگاری خوشبختند و تفاهم دارند ولی اون زوجهایی که قبل از ازدواج همدیگر رو میشناختند بعد از ازدواج کارشون به طلاق و طلاق کشی میرسه.. مثل اینکه آخرالزمون شده ننه!!!
نکته چهارم: خدمت آنان که فکر می کنند ما گوشمان دراز است آینه بدهید تا ببینند که ...
نکته پنجم: ساعت ها فکر و افسوس...


2 نوشته شده توسط آرمان در پنجشنبه 12 مرداد1385 و ساعت 23:37 |

فراموشی
فراموشی نعمتیه که خدا از من دریغ کرده...
2 نوشته شده توسط آرمان در دوشنبه 9 مرداد1385 و ساعت 17:53 |

آی خانوم کجا کجا؟؟؟
در پس کوچه های نفرت انگیز انتظار دخترکی میرود. دخترک چیزی در دستانش دارد و با آن بازی می کند. بگذار خوش باشد. طفلی نمی داند آن بازیچه قلب من است... برو دخترک. برو...
2 نوشته شده توسط آرمان در شنبه 7 مرداد1385 و ساعت 10:29 |

ما ایرانیها!!!
ما ایرانی هستیم. مردمانی که ادعا می کنیم بهترین فرهنگ ها رو داریم و به اصول اخلاقی پایبند هستیم. برای ما ایرانیها حفظ خانواده و ارزشهای اخلاقی یه امتیاز محسوب میشه و در مقایسه با دیگر جوامع و فرهنگها به این اصول می نازیم. اما اگه کمی به درون همین ارزشها بریم و رفتار اخلاقی خودمون رو موشکافانه زیر ذره بین ببریم متوجه یک دوگانگی اخلاقی میشیم. یعنی عموماً ایرانیها مردمی هستند با دو نوع رفتار و فرهنگ. یک فرهنگ رو زمانی می بینیم که مسایلی در مورد خودمون پیش میاد و یک فرهنگ دیگر رو وقتی می بینیم که با دیگران برخورد داریم. ادعای خانواده سالاری و حفظ ناموس ما گوش فلک رو کر کرده . ما هستیم که حاضر نیستیم هیچ بشری در مورد خانواده خودمون با نظر بد برخورد کنه ولی در خفا به تماشای فیلم جشن های خانوادگی دیگران میشینیم.  ما ایرانیان به خصوص مردها هرگز حاضر نیستیم مردی نسبت به خواهر یا مادرمون دید بد داشته باشه اما خودمون رو مجاز میدونیم که هر غلطی بکنیم. چون من من هستم و با بقیه فرق دارم!!!  برای حفظ ارزشها پوشیدگی رو انتخاب می کنیم ولی در عین پوشیدگی همیشه دنبال منافذی برای دیدزدن و شیطنت هستیم.  برای جلوگیری از مزاحمت دیگراه تلفنمون کالر آی دی داره ولی خودمون برای کارای مخفیمون از دبیت کارت استفاده می کنیم. آره!!! ما ایرانیها عادت کردیم که خود بیرونیمون رو متفاوت از خود درونیمون نشون بدیم. این یعنی دوگانگی رفتار. این یهنی بی هویتی. این یعنی هنوز خودمون هم نمیدونیم که ارزش چیه و اصول کدامند... درست که نگاه کنیم نوعی سرگردانی و بی هویتی رو در رفتار ایرانیها می بینیم شدیداً آزاردهنده است. ما ایرانی هستیم. آره! ما با همه ی دنیا فرق داریم و باید اذعان کنیم که بهترین فرهنگ رو داریم!!!
2 نوشته شده توسط آرمان در پنجشنبه 5 مرداد1385 و ساعت 14:34 |

Presumption
یه چند وقتی هست که دارم به آدم ها و نتیجه کاراشون فکر می کنم. به این فکر می کنم که چی باعث میشه یک سری از آدمها به نتیجه ی دلخواهشون هر چند سخت و دست نیافتنی برسند و همین اسمشون رو در اذهان باقی نگه می داره و برای همیشه ماندگار میشن ولی بعضی دیگه حتی نمی تونند کارهای کوچک و قابل حصول رو انجام بدند و حتی برای زندگی خودشون تصمیم بگیرند ...
کمی که دقت کردم متوجه شدم همه کسانی که به موفقیتی رسیدند یا کارهای بزرگی انجام دادند در یک لحظه خاص جسارت به خرج دادند و تصمیمی گرفتند که بقیه نمی تونستند یا جراتش رو نداشتند. همین جسارت به موقع باعث میشه که افراد جسور به دنبال کارهایی برند که شاید به ظاهر منطقی نباشه ولی با سعی و تلاش به نتیجه میرسند و تعجب همه رو بر می انگیزند...
جسارت باعث میشه که گالیله بخاطر اظهار گرد بودن زمین برای ابد ماندگار بشه در حالی که شاید همون موقع یه چوپان ساده هم وقتی به آسمون نگاه میکرده همین برداشت رو داشته ولی جرات بیان کردنش رو نداشته. جسارت باعث میشه که نظر شخص چه درست چه غلط به نقد گذاشته بشه و دلایل درستی یا نادرستی اون مشخص بشه و در نهایت به نتیجه برسه ولی با محافظه کاری و مصلحت اندیشی هیچوقت نمیشه به موفقیت پایدار رسید. هیچ وقت!!!
اگه بخوام یه قانون کلی در این باره بگم اینه که:
"داشتن جسارت هیچ تضمینی برای رسیدن به موفقیت نیست ولی یادمون باشه که همه آدمهای موفق جسور هستند و به موقع از جسارتشون استفاده می کنند"
شاید بشه گفت جسارت یکی از فاکتورهای لازم برای موفقیت باشه منتها شخص باید توانایی مدیریت جسارت رو هم داشته باشه تا به بیراهه کشیده نشه. من هم یه چند وقتیه که تصمیم گرفتم که جسارت رو وارد زندگیم بکنم و به موقع ازش استفاده کنم و همین کار رو کردم و حتی در چند مورد که اصلاً انتظارش رو هم نداشتم به نتیجه رسیدم. کلام آخر:
" جسارت برای همه لازم است. حتی شما دوست عزیز"
2 نوشته شده توسط آرمان در یکشنبه 1 مرداد1385 و ساعت 12:52 |