ویرانه
بر ویرانه های رابطه ی قبلی رابطه ای جدید بنا نهادیم ... تا به آسمانها برسیم اما همین که از جو زمین خارج شدیم ناگهان خانه لرزیدن گرفت. گویا کودکی با ماشین کنترلی اش به پایه های ویرانه می کوبید... و من و تو می لرزیدیم!!! 2 نوشته شده توسط
آرمان در دوشنبه 29 خرداد1385 و ساعت 16:11 |
امتحان و ...
لعنت به استادی که اندازه خر هم بارش نیست ولی امتحانش رو در حد خدا میگیره!!!
2 نوشته شده توسط
آرمان در سه شنبه 23 خرداد1385 و ساعت 17:22 |
شنبه ۲ تا امتحان دارم باید بشینم بخونم. اگه خواستی..
2 نوشته شده توسط
آرمان در چهارشنبه 17 خرداد1385 و ساعت 10:19 |
چک می کنیم!!!
صدا میاد؟ اگه نمیاد جات رو کمی عوض کن. اینجا وبلاگها اصلاْ آنتن نمیدن...2 نوشته شده توسط
آرمان در سه شنبه 16 خرداد1385 و ساعت 15:57 |